حجت الاسلام والمسلمین موحد بلخی: امام رضا (ع) در قسمت زدودن گرد و غبار انحرافات از چهره قرآن و اهل بیت و شناساندن مساله توحید، مبارزه علمی و عملی گسترده ای را شروع نمودند
حجت الاسلام والمسلمین موحد بلخی مسئول موسسه فرهنگی خدماتی ثقلین در کابل در مصاحبه ای اختصاصی با خبرگزاری صدای افغان(آوا) به مناسبت میلاد امام رضا (ع)، مهمترین و اساسی ترین بحث در آن زمان را محور امامت و رهبری خواند.
به باور وی، امامان ما چهره های خاصی بودند که به تعبییری باید از طرف خداوند ابلاغ می شد تا امام بعد را انتخاب کنند.
موحد منصب امام را یک منصب الهی و این عهد را یک عهد خدایی می داند.
به عقیده موحد بلخی، در عهد هر یک از امامان بزرگوار اسلام، یک گفتمان رایج و یک سلسله مسایل محوری مطرح بوده است، و هریک از این بزرگواران بسته به شرایط زمانی و مکانی با آن محور و موضوع برخورد داشتند و یک نوع مبارزه و جهاد علمی وعملی را در پیش می گرفتند که از میراث مقدسی که از همه انبیاء و خاتم انبیاء که همانا دین مقدس اسلام باشد نگهبانی نمایند.
به باور موحد بلخی، امام باقر(ع) و امام صادق (ع) با درک و دریافت درست از زمانه خود با گفتمان محوری آن عصر، بزرگترین نهضت های علمی را به وجود می آورند که بیشترین میراث حدیثی و روایی شیعه مطرح می شود تا جایی که امام صادق(ع) به عنوان رئیس مذاهب اسلامی خوانده می شود و یک نوع جامعیت به مجموعه آثار اسلامی می دهد.
به گفته موحد بلخی در عصر امام رضا (ع) مهمترین و اساسی ترین بحث محور امامت و رهبری بوده است، زیرا امامت بحث پایه یی اندیشه اسلامی است.
موحد تاکید کرد: انواع رهبری در جامعه فرق می کند با رهبری که اسلام، قرآن، سنت و عترث به عنوان میراث دار قرآن وسنت مطرح می کند.
این محقق علوم اسلامی، سیستم نظام اسلامی و سیستم رهبری در نظام اسلامی را سیستم امامت می داند.
به عقیده وی، هر چند در زمان امام مسایل کلامی هم مطرح بود، فرقه های کلامی منحرف مجال ظهور و بروز داشتند، بحث ها و نزاع های فکری هم مطرح بود، اما در زمان امام هشتم مساله اصلی، امامت و رهبری در جامعه اسلامی بود، زیرا بنی عباس و بنی امیه به نام حکومت اسلامی بدعت هایی را خصوصا در امامت و رهبری به وجود آورده بودند. لذا امام رضا (ع) بیشترین بحث اش در رابطه به امامت است و هم علماً و هم عملاً نظام امامت را برای مردم آن عصر معرفی می نمایند.
به گفته مسئول موسسه ثقلین، امام رضا (ع) نه تنها مساله عصمت امام را بیان می کند بلکه منصب امامت را به عنوان یک منصب الهی مطرح می نماید.
امام (ع) می گوید که اختیار و انتخابی در مساله امامت مطرح نیست، تا رژیم های فاسد نتوانند ادعا کنند که ما امام خود را انتخاب کرده ایم.
به باور موحد بلخی ممکن است شیوه های مبارزاتی ائمه طاهرین (ع) فرق بکند زیرا همیشه جهاد با شمشیر نیست، اما دست برداشتن از هدف برای نایب پیامبر و کسی که تعهد الهی دارد و منصب خویش را از خداوند گرفته است و مسئول و مکلف رهبری امت است، معنا ندارد
به همین لحاظ وقتی می بینیم که مامون، امام رضا (ع) را مجبور به پذیریش ولایتعهدی می نماید، اما امام از این فرصت استفاده کرده و برای سست کردن پایه های حکومت ظلم تلاش می کند و چهره منحوس بنی عباس را به مردم معرفی می کند و کاملا سیاست مامون را که می خواست از محبت اهل بیت به نفع حکومت خویش استفاده کند را با شکست مواجه می نماید و به گفته علامه سید اسماعیل بلخی، خراسان را تبدیل به مکتب توحید می کند.
به عقیده موحد بلخی، در فرآیندی که نزدیک به دو قرن قبل از امام رضا(ع) که همانا ظهور اسلام باشد پیش آمده بود، هزاران فکر مطرح شده و از آنجایی که اهلبیت موقعیت ویژه ای داشتند، سوء استفاده هایی صورت گرفته و مسایل انحرافی به اهل بیت (ع) نسبت داده می شد. از آنجایی که نسبت به اهل بیت، ظلم های آشکار و فاحشی صورت گرفته بود، جامعه اسلامی نسبت به ایشان احساس دین می کردند اما بسیاری ها به نام دفاع از اهل بیت (ع) در اصل سوء استفاده می نمودند مانند جریان های غلات، واقفیه و مفوضه که به نام دفاع از اهل بیت، شأن و منزلت آنها را پایین می آورد. لذا امام رضا (ع) در قسمت ویرایش و پیرایش افکار اسلامی و زدودن گرد و غبار انحرافات از چهره قرآن و اهل بیت و شناساندن مساله توحید مبارزه علمی و عملی گسترده ای را شروع نمودند.