افغانستان 92 درصد مواد مخدر را در سطح جهانی تولید می کند.
اداره مواد مخدر و جنایات سازمان ملل، تازه ترین آمار تولید و تجارت مواد مخدر را در سال جاری در افغانستان اعلام کرد:
"افغانستان 92 درصد مواد مخدر را در سطح جهانی تولید می کند".
دفتر سازمان ملل در گزارش خود از وضعیت مواد مخدر در افغانستان در سال گذشته اعلام کرد که کاهش 19 درصدی کشت خشخاش در افغانستان در سال 2008 به علت برنامه امحاء و سیاستهای دولت و مجامع بین المللی نمی باشد؛ بلکه متاثر از شیوع خشکسالی و شرایط نامساعد آب و هوایی در این کشور بوده به طوری که این وضعیت بر دیگر محصولات کشاورزی مانند گندم نیز تاثیر منفی گذاشته و باعث افزایش قیمت داخلی آن در سال گذشته شده است. بر اساس بررسی های سازمان ملل، کاهش 10 درصدی تولید مواد مخدر در سال 2009 به عوامل مختلفی از جمله کاهش تقاضا، کاهش قیمت و اشباع بازار جهانی بر می گردد. بر این اساس اداره مبارزه با مواد مخدر و جرایم ملل متحد، گزارش داده است:
" میزان تقاضا برای مواد مخدر در بازار افغانستان رو به کاهش گذاشته است".
"تقاضای جهانی برای افیون چندین هزار تن از آنچه در افغانستان تولید شده است پایین تر است."
"تولید کوکنار در افغانستان به میزان 10 درصد یعنی 6900 تن کاهش داشته است که این کاهش به علت کاهش در کار کشت کوکنار نمی باشد. زیرا کشاورزان از هر خوشه کوکنار میزان زیادی مواد را استخراج می کنند".
"در سال جاری مزارع کوکنار افغانستان 56 کیلو گرم در هر هکتار بازده داشته است که نشان دهنده 15 در صد رشد نسبت به سال 2008، و پنج برابر رشد نسبت به آنچه مردم در مثلث طلایی جنوب آسیا (یعنی 15 کیلوگرام در هکتار) بدست می آوردند، می باشد".
"عرضه بیش از اندازه در منشا تولید (افغانستان) و عدم بازاریابی درست (در اروپا) قیمت ها را به سمت پایین سوق داده است".
" فروش عمده در نزدیک مزارع در افغانستان تا یک سوم کاهش داشته است. به طوری که در افغانستان نرخ کوکنار از 1999 که طالبان قدرت را به دست داشتند، تا حال هیچگاه به این اندازه پایین نبوده است".
این داده هایی است که دفتر مبارزه با جرائم و مواد مخدر سازمان ملل در یک بررسی میدانی در افغانستان امسال نیز مطابق پاییز هر سال ارائه داده است.
با اندکی تامل در نمودار ارائه شده می توان گفت این کاهش در دو سال اخیر محسوس بوده اما همانطور که تحلیلهای آماری سازمان ملل نشان می دهد این کاهش به عوامل درونی و بازارهای جهانی بر می گردد.
به طور کل در هم تنیدگی مسائل در افغانستان به گونه ای است که بین گسترش خشونت و تروریسم و کشت خشخاش رابطه ای تنگاتنگ و مستقیمی وجود دارد. این مسئله در طی این چند سال نیروهای آمریکا و ناتو را مجبور به مقابله با این منابع مالی در این کشور نموده است. در واقع آنچه نیروهای ائتلاف را وادار به برخورد با این مسئله کرده است، سود کلانی است که طالبان و القاعده از مواد مخدر می برند و برای همین منظور سعی بر این بوده تا یکی از مهمترین منابع درآمد طالبان و شورشیان قطع گردد.
امروز این سوال مطرح می باشد، آیا کاهش تولید مواد مخدر به معنای کاهش فعالیت خشونت طلبانه شورشیان و کاهش ناامنی در این کشور است؟ اگر این گونه باشد پس باید این فرضیه را مطرح کرد که در دو سال اخیر چون منابع مالی این شورشیان پایین آمده پس میزان خشونت و ناارامی در افغانستان پایین بوده است. اندکی تامل در آمار حملات انتحاری و بررسی حوزه نفوذ و گسترش شورشیان در دو سال اخیر، عکس این فرضیه را مطرح می سازد.
به نظر می رسد در طی چند سال اخیر، در کنار عواملی مانند قدرت یابی مجدد جنگ سالاران و حمایت شورشیان از کاشت و تولید مواد مخدر در افغانستان، متغیر های مهمتری مانند وجود شرایط جنگی و فقر اقتصادی ، نبود حاکمیت مطلق و فراگیر، ، ضعف دولت مرکزی و نیز عدم ارائه یک سیاست کلی در زمینه مبارزه با مواد مخدر باعث شده است تا دولت مرکزی و نیروهای حاکم در این کشور از کنترل این وضعیت ناتوان باشند. از عوامل دیگر می توان به تسلط مافیای دولتی و عوامل پر نفوذ مرتبط با قاچاق مواد مخدر نام برد. به طوری که می توان گفت مهمترین عامل افزایش و گسترش تولید و تجارت مواد مخدر در افغانستان، تبانی قاچاقچیان با برخی از مقام های دولتی و اجرایی و فرماندهان محلی در این کشور است. این مساله باعث شده است تا کنترل جدی و مبارزه همه جانبه علیه مواد مخدر صورت نگیرد و صادر کنندگان این مواد آزادانه اقدام به تجارت آن نمایند. بر طبق آمار،90 درصد تجارت این مواد توسط عوامل خارجی و پنهانی صورت می گیرد و کمتر از 10 درصد مردم عادی در تجارت آن دست دارند.
فساد و آلودگی مقامات دولتی در افغانستان به حدی است که با انتقادات جدی از سوی مقامات آمریکایی مواجه بوده است. به طوری که هیلاری کلینتون وزیر خارجه امریکا چندی پیش در اظهار نظری ، دولت کرزی را NERCO state" "یا یک «دولت تخدیری » خواند.
نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان نیز طی گزارشهای متفاوت اعلام کرده است که "آلودگی رو به افزایش مقامات کشور به انواع فساد، تهدیدی برای حاکمیت ملی و امنیت در افغانستان است".
دولت افغانستان بعد از 11 سپتامبر به میزان قابل توجهی کمکهای مالی و بلا عوض بین المللی برای نابودی محصول خشخاش در سراسر این کشور دریافت کرده است. این دولت طی هشت سال گذشته حدود 20 میلیارد دالر برای مقابله با این چالش امنیتی دریافت نموده که امروز مشخص
نیست این کمکها در کجا هزینه شده است. بی دلیل نیست که یک گزارش بین المللی دیگر افغانستان را "nacre mafia state Failed " یا «دولت مافیایی شکست خورده مواد مخدری» نامیده که نمی توان رد کمکهایی بین المللی را در آن گرفت.
نیروهای آمریکا و ناتو نیز که تمرکز خود را بر راهبرد نظامی و سیاست نابود سازی مزارع قرار داده اند در عمل نتوانسته اند به نتیجه مثبت برسند. چرا که علی رغم امحاء و نابود سازی مزارع، کشت خشخاش در این سالها رشد چشمگیری به خود گرفته و محصول تریاک 40 برابر نسبت به سال 2001 افزایش یافته است. به طوری که نتایج این راهبرد های نابود سازی اجباری بسیار اندک و هزینه های آن بسیار زیاد بوده است.
این سیاست با تمرکز بر روی نابودسازی و آتش زدن مزارع خشخاش، تاثیرات منفی بر روی زندگی کشاورزان، کارگران و خانواده هایشان داشته است. سیاست امحاء و نابود سازی منجر به بیگانگی مردم محلی با دولت مرکزی و نارضایتی آنها از نیروهای خارجی گردیده
است.